تبليغاتX

خوش آمدید دست کدوم غزل بدیم نبض دل عاشقمونو
یه کم تامل کنیم
 

سلام دوستان مارال ...... مارال چند وقتی هست که نمیتوونه نت بیاد ... من وظیفه ی خودم

 دیدم که وبلاگ را آپ کنم .... این هم آپ من ......

 

 

                                        ما همه آفتابگردانیم

 

گل آفتابگردان روبه نور می چرخد و آدمی رو به خدا ما همه آفتابگردانیم اگر آفتابگردان به

 خاك خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگران نیست آفتابگردان كاشف معدن صبح است و با

سیاهی نسبت ندارد.


اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می كردم كه خورشید كوچكی بود در زمین

 كه هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت .


آفتابگردان به من گفت: وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می كارد مطمئن است كه او خورشید را

 پیدا خواهد كرد. آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد. اما انسان همه

چیز را با خدا اشتباه می گیرد.

 

                       


آفتابگردان راهش را بلد است و كارش را می داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن

خورشید كاری ندارد. او همه زندگیش را وقف نور می كند. در نور به دنیا می آید و در نور می

 میرد نـــــــــور می خورد و نور می زاید.


دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا بدون

 آفتاب آفتابگردان میمیرد بدون خدا، انسان.


آفتابگردان گفت: روزی كه آفتابگردان به آفتاب پیوندد دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی كه

توبه خدا برسی؛ دیگر ((تویی)) نمی ماند و گفت من فاصله هایم را با نور پر می كنم. تو فاصله

 ها را چگونه پر می كنی؟ آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت و گوی من و آفتابگردان

ناتمام ماند. زیرا كه او در آفتاب غرق شده بود.


جلو رفتم بوییدمش بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود خدا حافظی كردم داشتم

می رفتم كه نسیمی رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد . نام انسان

 آیا كسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟


آنوقت بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم .....

 

                      

 


 


+ نوشته شده توسط مارال در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت |
ولنتاین مبارک
سلام من یکی از دوستای مارال جون هستم. مارال مشکلی داره که نمیتونه بیاد آپ کنه ولی خوب من حیف دیدم این روز قشنگ تو این وب دیده نشه. ولنتاین به همه شما عاشقای دوست داشتنی مبارک

تاریخچه ولنتاین

ولنتاین مبارک

هر سال در ماه فوريه در سراسر جهان، عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصي موسوم به روز سنت والنتاين، شيريني، گل و هداياي فراواني نثار يكديگر مي كنند. آيا مـي دانيد كه اين قديس كيست و چرا مردم اين روز را گرامي داشته و آن را جشن مي گيرند.
والنتاين در لغت به معناي معشوق و محبوب است. اين جشن به تازگي درميان جوانان ايراني هم رواج پيدا كرده است. حتي پدر و مادران هم در اين روز بهانه اي يافته اند تا عشقشان را به يكديگر ابراز كنند. 14 فوريه (‌25 بهمن ماه )‌روز خوبي است تا نگذاريم عشقمان كمرنگ شود و فرصتي است براي زنده كردن عشق هاي قديمي كه شايد گرد و غبار زمان آن را به فراموشي سپرده است. بياييد همگي در اين روز زيبا با دادن هديه به كساني كه واقعا دوستشان داريم زندگي مان را سراسر مهر و عشق سازيم.

                
تاريخچه روز والنتاين - و الهه قديس اين روز خاص - در پرده اي از ابهام فرو رفته است. تنها همين قدر مي دانيم كه ماه فوريه از گذشته هاي دور، ماه مهرورزي و تحقق عشق بوده است. همچنين مي دانيم كه روز سنت والنتاين بقايايي مشترك از آيين رايج در ميان مسيحيان و روميان باستان است.
      به راستي والنتاين چه كسي بود و چه اتفاقاتي برايش افتاده كه روز خاصي را در تاريخ به خود اختصاص داده است؟ امروزه كليساي كاتوليك از سه قديس ياد مي كند كه همگي والنتاين نام دارند و هر سه نفر آنها شهيد عشق و محبت هستند.
يكي از افسانه ها حاكي است والنتاين در قرن سوم ميلادي و در روم باستان زندگي مي كرده، هنگامي كه امپراتور كلاديوس به اين نتيجه مي رسد كه سربازان مجرد قدرتمندتر هستند، ازدواج مردان جوان را غيرقانوني مي كند تا بر تعداد سربازانش بیفزاید. والنتاين اين حكم را بسيار ناعادلانه مي داند از فرمان سرپيچي مي كند و مردان و زنان جوان را در خفا به عقد يكديگر درمي آورد.كلاديـوس که از ايـن عـمل آگاه مي شود، وي را به مرگ محكوم مي كند.

بر اساس این افسانه والنتاين خودش اولين "هديه والنتاين" را براي معشوقش مي فرستد. هنگامي كه والنتاين در زندان بوده، دلداده  دختر جواني مي شود كه دختر زندانبان بوده است. پيش از مرگش، نامه اي براي آن دختر نوشته و در پايان چنين امضا مي كند "والنتاين تو" و اين عبارتي است كه امروزه نيز در پايان برخي نامه ها به چشم مي خورد. در تمامي افسانه ها شاهد هستيم كه والنتاين پيكره و در حقيقت نمادي از همدلي، دلسوزي و از همه مهمتر عشق است.                                                                           

بر اساس يكي ديگر از افسانه ها، همه دختران مجرد شهر عصر همان روز اسامي شان را روي يك تكه كاغذ نوشته و آن را در گلداني مي ريختند. آنگاه هر كدام از پسران مجرد شهر يكي از آن اسامي را از داخل درمي آوردند و با صاحب آن نام آشنا مي شد. اين كار اغلب به ازدواج مي انجاميد.
      پاپ اعظم گلاسيوس، نخستين بار در حدود 498 پس از ميلاد، روز 14 فوريه را روز سنت والنتاين قرار داد. بنابراين روش قرعه كشي روميان براي انتخاب همسر ضد مذهب و غيرقانوني اعلام شد. بعدها، انگليسي ها و فرانسوي ها در قرون وسطي بر اين باور شدند كه 14 فوريه آغاز فصل جفت گيري پرندگان است و خود به رشد اين راي منجر شد كه روز والنتاين را بايد جشن گرفته و گرامي بدارند.
      در قرن هفدهم در بريتانياي كبير بود كه روز والنتاين را در سر تا سر كشور جشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم، دوستان و دلدادگان از هر طبقه اجتماعي كه بودند در اين روز به يكديگر هداياي كوچك يا نامه هاي عاشقانه مي دادند. در پايان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان كارت هاي چاپي جايگزين دست نوشته ها شدند. در آن زمان كه مردم را از ابراز احساسات فراوان منع مي كردند، كارت هاي از پيش آماده شده بهترين روش براي نشان دادن احساسات و علايق يك فرد به شمار مي رفت. همچنين هزينه بسيار نازل پست بهترين مشوق براي علاقه مندان به اين سنت محبوب به شمار مي رفت. در سال هاي بين 1700 تا 1710 بود كه امريكايي ها نيز به جرگه برگزاركنندگان روز والنتاين پيوستند.
      بر اساس گزارشات آماري، ارسال بيش از يك ميليارد كارت والنتاين باعث شده است كه اين روز به عنوان دومين روز در تمام سال باشد كه طي آن بيشترين تعداد كارت تبريك رد و بدل مي شود (تعداد كارت هـاي ارسـال شـده بـراي گرامي داشت كريسمس 6/2 ميلـيارد بـرآورد شـده اسـت). تـقريبا 85 درصد هداياي والنتاين توسط زنان خريداري مي شود. علاوه بر ايالات متحده، در كشورهاي كانادا، مكزيك، انگلستان، فرانسه و استراليا نيز روز والنتاين را جشن مي گيرند.

 


+ نوشته شده توسط مارال در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت |
پیام عاشقان وارسته

آقا پوریا:

تولدت رو پیشاپیش تبریک میگم گلنوش جان

 


آریا:

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن .
تقدیم میکنم به تنها امیدم برای نفس کشیدنم یاسمن


آتنا خانم:

عشق کلمه ی مقدسیه ... همون کلمه ای که از طرف عاشق

میاد ... امیدوارم که همیشه عاشق باشی عزیزم ...تولدتو بهت

تبریک میگم ... امیدوارم 120 سال عمر با عزت و احترام از خدا

بگیری ...و همیشه موفق باشی ...


تقدیم با احترام به دوست خوبم ن... ...دوست دارم بازم صدای

 سازتو بشنوم ...به امید روزی که بازم فرصتش پیش بیاد ...


گلنوش جان:  تقدیم به پوریا

 

mikhaham khoshbakhti ra faghat ba to tajrobe konam...hata agar bedanam omr in khoshbakhti nafasi bish nist! 


سیاوش:

 انتظار

واژه ی غریبی است...

واژه ای که روزها یا شایدم ماه هاست که با آن خو گرفتم

که چه سخت است انتظار

هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!

خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو , نمی دانم؟

شاید که روزی بخوانند بر تو , عشق مرا...

می دانم روزی خواهی آمد , می دانم...

گریان نمی مانم , خندانم

برای ورودت

ای عشق

وقتی به یادت می افتم , به یاد خاطراتت...

نا مه هایت را مرور می کنم , یک بار... نه... بلکه صدها بار

وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد...

و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند...

تنها می گویم , همیشه در قلب منی!!!!!

تو

می دانم که باز خواهی گشت... می دانم!!!

به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی...

به یاد او و تقدیم به او...

 


 نسیبه خانم گل:

چشمانت از آتش است و در نگاهت همه ي خوبي هاست.

آتنا جان دلم خيلي برات تنگ شده ياد اون موقع ها كه دور هم بوديم به

 خير.

هميشه و همه جا به يادت هستم و اميدوارم به زودي زود ببينمت.

زيبا ترين لحظه ها رو برات آرزو ميكنم.

 


 

آتنا خانم:

 

تقدیم به نسیبه  جون

 

 نمی خواهم به چشمت غم بشیند


به قلبت سایه ی ماتم بشیند

 

سحرگاهان چو گل های بهاری

 

به روی گونه ات شبنم نشیند


نسیبه جان ...دوست عزیزم ....زمانه چون خزان شود تویی بهار

 

 زندگی ...نشاندمت به رهگذار زندگی ...............نسیبه جان منم

 

 خیلی دلم واست تنگ شده ...واسه ی اون روزای خوب و

 

 خوشی که با هم با بچه های اکیپ داشتیم ... فکر نمی کردم

 

 اینطوری بخوان تموم شن ... ....به هر حال موفقیتت رو از

 

 خداوند مهربون خواهانم .... ......

 


 

زمهرير :

 

عاشق نشدی زاهد دیوانه چه می دانی ؟


بر شعله نرقصیدی پـروانه چه می دانی؟

 


لبریـز مـی غمها شــد سـاغـر جـان مــن


خندیدی و بگذشتی افسانه چه می دانی؟

 


 

سروش:

 

تقدیم به فرشته جونم

 

اگه تا رو قیامت داشتنت نباشه قسمت .چشم به راه تو میمانم با دلی پر از صداقت

 

 اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه و اگه جسم من بپوسه وعده دنیا دو

 

روزه.


اگه نقش قصه ها شی و مه روی قله ها شی و بری و از من جدا بشی


اگه باشی ویا نباشی نه فقط عاشقت هستم مرهمی رو قلب خستم .این تویی که

 

میپپرستم و سر سپرده تو هستم .


اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشن می گزرم .از هر چه که دارم اگه باشی

 

عاشق من .


اگه زنجیر به پاهایم .اگه قفل و اگه صد بند میرسم هر جا که هستی به تو و عشق

 

تو سوگند .
اگه باشی تاجی بر سر .یا که ذره ای کمتر .دل من داغ تو داره تا ابد تا روز آخر نه

 

 فقط عاشقت هستم مرهمی رو قلب خستم

 
این تویی که میپرستم و سرسپرده ی تو هستم .

 

 


 زهرا:

 

 خدايا تو مرا عشق كردي تا در قلب عشاق بسوزم

مي گويند

عشق با درد همرا ه است

                         چون باعث رشد مي شود

مي گويند

عشق با درد همرا ه است

                         چون ذات عشق همين است

مي گويند

عشق با درد همرا ه است

                چون انسان را دگرگون مي كند

مي گويند

عشق با درد همرا ه است

               چون وقتي عاشق شدي دوباره متولد مي شوي

 


آشنا:

 

تقدیم به مارال

 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است

 

پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است

 

شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني

 

 شماست

 


 محمد پویول:

تقدیم به زهره

زهره جان خدایی هیچ دختری رو دستت نیست . می بینی دخترا چجوری شدن ؟

 می بینی چجوری با پسرا کل می ندازن و بهشون بی احترامی می کنن ؟ می بینی

 پسر چقدر مظلومه ؟ فقط می خوام بگم خیلی دوست دارم . هم خوش تیپ هم

 خوش گل هم خوش اخلاق . رو دست نداری.


مارال

تقدیم به دوستان مهربونم

عزیزان عید بر همتون مبارک  


حسین صادقی:

 

هوالجميل

 

 
در كائناتِ يك تبسم
 
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر
 
يادگاري كه در اين گنبد دوّار بماند
 

سلام بر شما دوست عزيز ‏، آشناي ناشناس

 

اميد است در تمام احوال ، شاد و پيروز و سلامت باشيد.

 

در دنياي بي در و پيكر اينترنت سرگردان بودم كه به خانه الكترونيكي

 

شما رسيدم و گفتم شايد بد نباشد كه از سر تفرّج و صله رحم و رعايت

 

حقوق همسايه ، سلامي عرض كنم و پيامي آكنده از مهر و صفا برايت

 

بفرستم، همانگونه كه دو غريبه در كوچه و خيابان به هم سلام مي‌دهند و

 

لبخند مي‌زنند بدون اينكه يكديگر را بشناسند و از هم توقعي داشته باشند.

 

شايد بعضي‌ها آن سلام   و لبخند را بيهوده بپندارند ولي من معتقدم كه اين

 

تبسم ، هرگز به هدر نخواهد رفت و حتماَ در كائنات تاثير خواهد گذاشت

 

و بقول مولانا :

 

اين جهان ، كوه است و فعل ما ، ندا ----- باز ميگردد نداها سوي ما

 

به هر حال ، خداوند را شاكرم كه اينترنت را آفريد و مرزها و فاصله‌ها  

 

را برداشت و فضائي را  بوجود آورد كه بشود از طريق آن ، بي‌شائبه ،

 

به همسايگان و آشناهاي ناشناس سلام و عرض ادب كرد و نعمت‌هاي

 

خداوند را به ياد هم آورد و پيام آفرينش را حداقل در سلام و كلام و پيامي

 

به هم گوشزد كرد.

 

خداوند با آفرينش اينترنت ، مرزها را برداشت ولي ما انسانها عادت

 

داريم هميشه خود را لاك و پيله تنهائي پنهان كنيم و دور خود را مرز و

 

حصار نامرئي   بكشيم. راستي  چرا بايد از اينهمه خانه و پست

 

الكترونيكي كه دائماَ ما را به خود مي‌خوانند بي‌تفاوت بگذريم و در دنيائي

 

كه همه (بخاطر نعمت اينترنت) در يك اتاق نشسته‌اند و هرلحظه به دنياي

 

هم سفر مي‌كنند اينقدر سرد و «بلورآجين» با ديگران برخورد كنيم.

 

و به اين خاطر بود كه من به خود اجازه عرض سلام به شما را دادم و

 

خوشحالم كه ‌توانستم   قسمتي از وقتم را به نوشتن و تايپ و ارسال اين

 

نامه  اختصاص دهم  و يك سلام گرم و لبخند ديجيتالي را در اين شبهاي

 

سرد به شما همسايه مجازي (كه حقيقي‌تر از هر حقيقتي هستي) تقديم كنم.

 

چند شعر ناقابلم را نيز مي‌فرستم كه البته شايد ارزش خواندن هم نداشته

 

باشد ولي هرچه هست برگ سبزي است تحفه درويش.

 

اميد است كه خلوت گرم و صميمي شما و خانواده محترمتان را مشوش

 

نكرده باشم و شايسته جواب شما باشم.

 

والسلام

 

ارادتمند – محمد حسين صادقي

25/9/85

هوالجمیل

 

سوغات بهشت است غم دوزخی ما

 

 

این پنجره را باز نگه دار عزیزم  

یک روزنه پرواز نگه دار عزیزم

 

 

آئینه ام و تشنۀ دیدار ، خدا را  

در جلوه گه ناز، نگه دار عزیزم

 

 

اینجاست همان گردنۀ پر خطر عشق  

ای عقل ، نده گاز، نگه دار عزیزم

 

 

از هستی من هرچه که خواهی ببر امّا  

یک حنجره آواز نگه دار عزیزم

 

 

هرچند قفس بسته ، ولی باز برایم  

اندیشۀ اعجاز نگه دار عزیزم

 

 

خوش زخمه به تار دل ما می زنی ای یار  

در پرده ، همین ساز نگه دار عزیزم

 

 

پایان نده بر لذت و دائم دل ما را  

 در لذت آغاز نگه دار عزیزم

 

 

جان من و تو ، این دل هجران زده ام را  

تا حشر غزلساز نگه دار عزیزم

 

 

اسرار دلم از قفس سینه برون ریخت  

افشا مکن و راز نگه دار عزیزم

 

 

سوغات بهشت است غم دوزخی ما  

این هدیۀ ممتاز نگه دار عزیزم

 

 

جبریل به ما گفت : کجا ؟ کودک دل گفت :  

دروازۀ شیراز نگه دار عزیزم

 

 

اینجا پدرم از غم فردوس در آمد  در گلش

ن این راز نگه دار عزیزم

 

 

والسلام - قم آبان 85

محمد حسین صادقی

hodhodzar@gmail.com

 

 

 


+ نوشته شده توسط مارال در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت |
پیام عاشقان دل شکسته
مهدی جامی:

من مدت 8 ماه دختري را ديدم حركات و رفتارش را زير

 

 نظر گذاشتم.

 

از همه لحاظ  چه حجاب  چه متانت در محل كار و چه محل سكونت

 

مورد تاييد بود. مادرم را براي  ديدي و تاييد فرستادم ولي بعد از 1 ماه

 

مذاكره ي تلفني و حضوري بنده و مادرم  بد جوري مرا

 

داغ كرد. من كهبه اين دختردل بسته بودم آخر سر بعد از

 

 كلي بلاتكليفي جوابش نه بودبه خاطر اينكه از لحاظ مالي

 

 چيزي نداشتم ولي بهترين ثروتم عشقم بود كه بهبازي گرفته  شد.

 

در اخر هم با كسي ديگر ازدواج كرد ولي هنوز هم نميتونم از فكرش

 

بيرون بيام .

 

 من ديگه بريدم يعني مي خوام بگم به هيچ دختري نميشه

 

اعتماد  كرد.

 

 

 

 


 

فاطی خانم:

من عشق رو تجربه کردم ...ولی شکست خوردم ...بدجوریم شکست

خوردم...من گولتو خوردم ...تو آدم 2رویی بودی و من تو رو دیر

شناختم ...خیلی وقتا در مقابل رفتارات چیزی بهت نگفتم وبه این امید

 که خودت درست شی ...و خودتو تغییر بدی ....اما حیف ...حیف که من

 خیلی خوش خیالم ...دستی دستی کذاشتم که با احساساتم بازی

کنی ...میدونی چرا بهت چیزی نمیگفتم؟؟؟واسه اینکه واقعن عاشقت

بودم ...نمیخواستم با حرفام دلتو بشکونم ...اما نمیدونستم که ارزش

این همه احساس و علاقه رو نداری ....واسه خودم واقعا متاسفم که

باعث یه حادثه ی عشقی با اسم تو روی قلبم جا بندازه ..


این تقدیمممممممممم شده به معشوقه ی مزخرفم که دیگه دوسش

ندارم) ...بازم مرسی ...


  نوید جان:

 

تقدیم به عشقم (دنیا)


اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا

 

گم شد.


اسم تو رو رو بال مرغا نوشت رو کنده ی سبز درختا نوشت


یه روز که بارون میومد بهش گفت یه روز دیگه رو موج دریا نوشت


دریا با موجاش اون رو از خودش روند مرغ هوا گم شد و اون رو

 

گریوند.


اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا

 

گم شد


باد اومد و تو جنگلها قدم زد اسم تو رو از همه جا قلم زد


ببین جدایی چه به روزش آورد چه سرنوشتی که براش رقم زد

اينو نوشتم که بگویم رابطه شازده و خانومی مدتی هست که

 

قطع شده است.سرنوشت و زندگی گاهی مسيری را برای آدم

 

تعيين ميکنند که درآن عشق کلمه ای نامفهوم است. خواستم

 

 بنويسم که دوستش داشتم و هنوز هم خيلی دوستش دارم و

 

 هيچ وقت هم از اين مسئله پشيمون نيستم. خواستم بهش

 

بگم که اگر دوباره يا حتی صدباره اولين روز دوستيمون تکرار بشه

 

 بازم از ماشين پياده ميشوم.خواستم بهش بگويم هميشه از

 

 اينکه ميدیدمش خوشحال می شدم و هيچ وقت برایم تکراری

 

 نشد.خواستم بهش بگويم که هر روز که از خانه خارج ميشوم

 

آرزو ميکنم که کاش ميشد امروز ببينمش. خواستم بدونه که از

 

صميم قلب می خواهمش.

 


+ نوشته شده توسط مارال در جمعه یکم دی 1385 و ساعت |
تبلیغات دوستان
 به مدیریت علی و مارال:

 ~:>http://bimokh2.blogfa.com/~:>

 =:)۱ وبلاگ استثنایی   در بر دارنده ی مطالب خواندنی:

 جوک، مقاله، فوتبال و............  منتظر حضور سبزتون هستیم=:)


وبلاگی جالب و خواندنی به مدیریت گلنوش خانم گل.منتظر

حضور سبزتون در هر ۲ وبلاگ هستم

 www.golnosh.blogfa.com

 

www.3jojo.blogfa.com


نسیبه :

 سلام دوستای گل و دوست داشتنی اگر می خواهید از خبر های جدید و قدیم

 داود خبر دار شوید و عکس های  زیبا ی اورا داشته باشید به وب من سر بزنید

 http://davood-fanaei.blogfa.com/


+ نوشته شده توسط مارال در جمعه یکم دی 1385 و ساعت |

               حتما بخونيدا

 

سلام من مدتي نبودم. حالا اومدم و مي خوام با شما دوباره اين وب رو تو راه

 

خودش ادامه بدم .

 

وب من بهتره بگم وب من و شما يه وب پيام گير هست كه پيام شما خوبان رو به

 

مقصد ميبره حالا اين پيام  ميتونه براي هر كسي و هر چي باشه . مثلا:

 

... پيام به يك دوست صميمي

 

...     به  بازيگر، تيم،و.... مورد علاقه

 

...    تقديم يك عكس و شعر و... براي تشكر از افراد مورد نظر

 

...حتي تبليغ وب لاگ خودتون  در اين وبلاگ

 

 

 

 

                             نكته ي مهم

 

اين وب يه تفاوتي با همه ي وب ها داره  اونم  اينكه به تبليغ بيشتر و بيشتري 

 

احتياج داره  بلاخره   تا دوستامون ندونن كه چنين وبي وجود داره كه

 

 نمي تونن   پيامهاي قشنگشونو بدن  نه شما بگيد ميتوونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

   

 

 

                                          پس يك تقاضا 

 

 من از شما  تقاضا مي كنم كه 

 

 http://payameashena.blogfa.com /       رو براي

 

ليستتوون   send to all كنيد و ازشون خواهش كنيد كه اونا هم همين كار شما رو

 

انجام بدن و همينطور................

 

با اين كار لطف بزرگي در حق من  كرديد و مطمئن باشيد كه حتما جبران خواهم

 

 كرد.

 

 

 خوب حالا كه به اخر متنم رسيدي  خودت يه پيام بده  بعد برو  آفرين

 

 

با تشكر از همه شما خوبان

 

 

 چگونگی پیام دادن در وب توضیح داده شده

 البته off هم ميتونيد بذاريد

 


+ نوشته شده توسط مارال در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت |